تبليغاتX

جهان در انتظار دولت جهانی امام مهدی عج
ایام غم انگیز فاطمیه تسلیت باد

Said A‘eshah bint Abu Bakr

We used to sew, spin, and thread the needle at night

in the light of Fatima ’s face.

Akhba>r al-Dowal wa Ar al-Owal, p87, by Ahmad ibn Yousif al-Dimeshqi al-Qermani, the stone edition, 1282 Hijri.


 قالت عائشة بنت ابوبكر:

كُنّا نَخِيطُ وَنَغْزِلُ وَنُنْظِمُ الإبرةَ باللّيلِ في ضَوْءِ وَجْهِ فاطِمَةَ (سلام الله عليها)

 أخبار الدول وآثار الاول: أحمدبن يوسف الدمشقي الشهير بالقرماني ص 87 تحت عنوان(ذكر أولاده ص)الطبعة الحجرية القطع الرحلي سنة تأليف الكتاب 1282 هـ ق

 ایام شهادت غم انگیز مظلومه تاریخ شهیده راه دفاع از ولایت دخت گرانقدر رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت فاطمه زهرا را به فرزندش امام مهدی عج اخرین وارث غدیر و به همه شیفتگان ولایت و امامت تسلیت عرض می نماید .اللهم عجل لولیک الفرج والنصر


 

نوشته شده توسط جلیل در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:48 موضوع ایام فاطمیه ( ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها | لینک ثابت


ایام فاطمیه تسلیت باد

بسم الله الرحمن الرحیم

ایام فاطمیه ایام شهادت مظلومه تاریخ دخت پیامبر صلی الله علیه و آله شهیده راه دفاع از ولایت حضرت فاطمیه زهرا سلام الله علیها را به پیشگاه مقدس فرزند برومندش منتقم حقیقی خون شهیدان حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و بهمه شیعیان و محبین خاندان نبوت تسلیت عرض می نمایم واز درگاه قادر منان فرج آل محمد صلی الله علیه و آله که همانا ظهور و حضور آخرین وارث غدیر رهبر حکوکت واحد جهانی  حضرت امام مهدی عج است مسئلت می نمایم ونظرمشاهدین محترم را به مختصری از زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها در کنار پدرجلب می نمایم و از همگان ملتمس دعا می باشم اللهم عجل لولیک الفرج والنصر  

فاطمه(س)‏ در كنار پدر

ان اول شخص يدخل على الجنة فاطمه بنت محمد:

«نخستين كسى كه در بهشت بر من وارد مى‏شود، فاطمه دختر محمد است».

در آن روزگار كه مسلمانان دوران آمادگى خود را در مكه مى‏گذراندند، محيط زندگى آنان سخت طوفانى و شرائط فوق العاده بحرانى بود.

آغاز اسلام بود و مسلمانان در اقليت شديدى قرار داشتند، و تمام قدرت و نيرو و حاكميت و ثروت دست دشمنان بى رحم و بى منطق اسلام بود و هر كارى مى‏خواستند، مى‏كردند.

آزارى نبود كه بر سر مسلمانان نياورند، و جسارت و توهينى نبود كه نسبت به مقام شامخ پيامبر(ص) روا ندارند.

در اين دوران دو نفر بيش از همه ايثار و فداكارى كردند: از ميان زنان «خديجه» بود كه بر زخمهاى قلب و جسم پيامبر(ص) مرهم مى‏نهاد، و غبار غم و اندوه را با فداكاريهايش، با محبت و صفايش با همدردى و دلسوزى اش، از قلب مباركه پيامبر مى‏زدود.

و ديگر «ابوطالب پدر بزرگوار اميرمؤمنان على‏(ع) بود كه نفوذ و اعتبارى بسيار در ميان مردم مكه داشت، و از تدبير و هوش و ذكاوت فوق العاده‏اى برخوردار بود، او خود را سپرى نيرومند در برابر پيامبر(ص) كرده بود و يار و ياور و حامى مهربان پيامبر اسلام(ص)‏ بود.

ولى با نهايت تأسف اين هر دو يار وفادار، و دو شخصيت بزرگ و انسانهاى ايثارگر، در سال دهم هجرت به فاصله كمى چشم از جهان پوشيدند، و پيغمبر(ص) را در مرگ خود عزادار ساختند، و رسول خدا(ص) از اين نظر تنها ماند.

شدت اندوه پيامبر(ص) در سوگ اين دو شخصيت كه به حق هر كدام سهم قابل ملاحظه‏اى در پيشرفت اسلام داشتند، از اينجا روشن مى‏شود كه آن سال را «عام الحزن» نام نهادند يعنى «سال غم و اندوه»!.

اما از آنجا كه خداوند هر نعمتى را از بندگان برگزيده‏اش مى‏گيرد نعمت ديگرى را جانشين آن مى‏كند هر كدام از اين دو بزرگوار فرزندى از خود به يادگار گذاشتند كه درست نقش آن‏ها را ايفا مى‏كردند.

اميرمؤمنان على(ع)‏ يادگار «ابوطالب» همانند پدر حامى و مدافع و يار و ياور پيامبر(ص) بود، قبلا نيز چنين بود اما بعد از ابوطالب جاى خالى او را نيز پر كرد.

و خديجه دخترش «فاطمه» را به يادگار گذاشت، دخترى مهربان، فداكار و شجاع و ايثارگر كه همواره در كنار «پدر» بود و گرد و غبار و رنج و محنت را از قلب پاك پدر مى‏زدود.

امير مؤمنان على(ع) در آن هنگام 19 سال داشت در حالى كه فاطمه سلام اللّه عليها طبق احاديث معروف بيش از پنجسال از سن مباركش نگذشته بود، قابل توجه اينكه هر دو در خانه پيامبر(ص) زندگى مى‏كردند و مونس ساعتهاى تنهائى او بودند.

هنوز سه سال به هجرت باقى مانده بود، سه سال مملو از حوادث سخت و طوفانهاى شديد زندگى، مملو از مرارتها و ملالتها، مملو از آزارها و اهانتها و تلاشهاى دشمنان براى محو اسلام و مسلمين.

گاه دشمنان سنگدل، خاك، يا خاكستر بر سر پيامبر(ص) مى‏پاشيدند، هنگامى كه پيامبر(ص) خانه مى‏آمد، فاطمه سلام اللّه عليها خاك و خاكستر از سر و صورت پدر پاك مى‏كرد، در حالى كه اشك در چشمانش حلقه زده بود، پيامبر(ص) مى‏فرمود:

دخترم غمگين مباش و اشك مريز كه خداوند حافظ و نگهبان پدر تواست.

گاه دشمنان در حجر اسماعيل اجتماع داشتند و به بتها سوگند مى‏خوردند كه هر كجا «محمّد» را پيدا كنند، او را به قتل برسانند.

فاطمه سلام اللّه عليها اين خبر را مى‏شنيد و به اطلاع پدر مى‏رساند تا مراقب بيشترى از خود كند و اين نشان‏ مى‏دهد كه نه تنها در درون خانه كه در بيرون نيز فاطمه سلام اللّه عليها در فكر دفاع و نجات پدر بود.

در يكى از همان سالها، ابوجهل مشتى اراذل مكّه را تحريك كرد كه به هنگامى كه پيامبر(ص) در مسجد الحرام به سجده رفته بود، شكمبه گوسفندى را بياورند و بر سر حضرت بيفكنند، هنگامى كه اين عمل انجام شد ابوجهل و اطرافيانش صدا به خنده بلند كردند و پيامبر(ص) را به باد مسخره گرفتند.

بعضى از ياران، منظره را ديدند اما دشمن بيرحم چنان آماده بود كه توانائى بر دفاع نداشتند، ولى هنگامى كه اين خبر به گوش دختر كوچكش فاطمه(س) رسيد به سرعت به مسجد الحرام آمد و آن را برداشت و با شجاعت مخصوص خودش، ابوجهل و يارانش ر با شمشير زبان مجازات كرد، و به آن‏ها نفرين فرمود.

آرى در آنجا كه گاهى مردن دلاور جرأت دفاع از پيامبر(ص) را نداشتند، اين دختر شجاع و خردسال، حضور داشت و به دفاع از پيامبر(ص) مى‏پرداخت.

اين دوران هر چه بود، سپرى شد، پيامبر(ص) عازم هجرت به مدينه گشت. فاطمه سلام اللّه عليها بايد موقتاً از پدر جدا شود و در خانه تنها بماند، تا زمانى كه اجازه هجرت به او داده شود، در حالى كه 8 سال بيشتر از سن مباركش نمى گذشت. ولى همانگونه كه اميرمؤمنان على(ع) در لحظات حساس و بحرانى هجرت با خوابيدن در بستر پيامبر(ص) امتحان ايثار و فداكارى خود را داد و بدن خويش را در معرض شمشيرهاى دشمن گذارد، فاطمه(ص)‏ نيز بدون جزع و بيتابى آمادگى خود را براى پذيرش اين رسالت جديد اعلام داشت.

ولى دوران جدائى او نمى توانست زياد طولانى باشد، و بايد در كنار پدر همچنان بماند. و در محيط مدينه همچون مكه به دفاع خود ادامه دهد، و گردو غبار اندوه و حوادث سخت را از قلب نورانى پدر بشويد، لذا بعد از چند روز به اتفاق چند نفر از همسران پيامبر(ص) به همراهى امير مؤمنان على(ع) به مدينه آمد.

فاطمه نه تنها در روزهاى عادى (هر چند پيامبر(ص) روز عادى نداشت) بكله در روزهاى جنگ و طوفانى نيز همچون يك مرد شجاع در شعاعى كه مأموريت داشت، از پيامبر(ص) دفاع مى‏كرد.

هنگامى كه جنگ «احد» پايان گرفت و تازه لشگر دشمن صحنه را ترك گفته بود و پيامبر(ص) با دندان شكسته و پيشانى مجروح هنوز در ميدان احد بود فاطمه سلام اللّه عليها با سرعت به «احد» آمد و با اينكه هنوز نوجوان كم سن و سالى بود فاصله ميان «مدينه» و «احد» را با پاى پياده و با شوق زياد طى كرد، صورت پدر را با آب شستشو داد، خون را از چهره‏اش زدود، اما زخم پيشانى همچنان خونريزى مى‏كرد.

قطعه حصيرى را سوزاند، و خاكستر آن را برجاى زخم ريخت و مانع خونريزى شد، و عجيبتر اينكه براى جنگى كه در روز بعد اتفاق مى‏افتاد. اسلحه براى پدر فراهم مى‏كرد.

در جنگ احزاب كه از پررنجترين غزوات اسلامى بود، و در ماجراى فتح مكه در آن روز كه سپاه پيروزمند اسلام با احتياطهاى لازم آخرين سنگر شرك را از دست مشركان گرفت و خانه را از لوث وجود بتها پاك كرد، باز مى‏بينيم فاطمه سلام اللّه عليها در كنار پيامبر قرار گرفته، و به كنار خندق مى‏آيد و براى پيامبر(ص) كه چند روز گرسنه مانده، غذاى ساده‏اى كه از قرض نانى تجاوز نمى كرد، تهيه مى‏كند، و به هنگام فتح مكه براى او خميه مى‏زند، آب براى شستشو و غسل آماده مى‏كند، تا گردو غبار را از تنش بشويد و لباس پاكيزه‏اى بپوشد و رهسپار مسجد الحرام شود.

پی نوشته ها :

1. اين حديث را «كلينى» در «كافى» و جمعى از اهل سنت در كتب خود مانند «كنز العمال» و «ميزان اعتدال» و غير آن نقل كرده‏اند.
2. سيره، ابن هشام، جلد 1، صفحه .416
3. مناقب، جلد 1، صفحه .71
4. صحيح، بخارى، جلد 5، صفحه .8
5. اين غزوه «حمراء الاسد» بود كه مشركان از نيمه راه به سوى مدينه بازگشتند تا ضربه‏اى را كه در «احد» زده بودند تكميل كنند، اما خدا مى‏خواست مأيوس و نوميد بازگردند، لذا وقتى خود را با مسلمانان شجاع و حتى كسانى كه در «احد» مجروح شده بودند، مواجه ديدند، ترسيدند و بازگشتند. (به نقل از
برترين بانوى جهان فاطمه زهرا(س) ،آيت الله مكارم شيرازى)


 

نوشته شده توسط جلیل در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 1:47 موضوع ایام فاطمیه ( ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها | لینک ثابت